تبلیغات
اخبار بارسلونا..اس ام اس جدید..دانلود اهنگ..نرم افزار و هر چی كه بخوای - مورینیو، مجرم یا بیمار؟

طراحی سایت

قالب وبلاگ

طراحی سایت


اخبار بارسلونا..اس ام اس جدید..دانلود اهنگ..نرم افزار و هر چی كه بخوای
mes que un club...فراتر از یك باشگاه
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 مرداد 1390 توسط وحید دهقانی
زمانی که در فصل 2004/2005 لیگ قهرمانان اروپا، مربی تازه به دوران رسیده ای به نام مورینیو، که شهرتش را مدیون اشتباهات عجیب داورها در زمان حضور او بر نیمکت پورتو (به خصوص دیدار برابر منچستر یونایتد در الدترافورد) بود، شکست تحقیرآمیزش در نیوکمپ را آن طور سخیفانه به داور پر سابقه ای به نام فرینسک نسبت داد، تا آنجا که داور بیچاره از ترس امنیت خود و خانواده اش، مجبور به کناره گیری از دنیای داوری شد، اهالی فوتبال انگشت به دهان، رخ دادن چنین رویداد کودکانه ای را در سطح اول فوتبال دنیا به نظاره نشستند.

اما شاید این تنها آغاز شگفت زدگی استخوان خرد کرده های فوتبال اروپا از این حرکات عجیب این موجود جدید بود. درست یکسال بعد بود که مورینیو، زمین چمن استمفوردبریج را به باتلاقی مبدل ساخت، تا بلکه اینطور بتواند بازی چشمنواز و دست نیافتنی بارسلونای فرانک ریکارد را متوقف سازد. اتفاقی که شاید در لیگ محلات کشورهای فقیر اروپایی نیز دیده نشود و قبایلی که هنوز به خود برگ می بندند را نیز، به شگفتی وا دارد! گرچه مورینیو تاوان حقارتش را در آن دیدار پرداخت و بازی کثیفش با شکست تحقیرآمیز خانگی در هم شکست.

و این گونه بود که فردی که سابقه فوتبالی اش چیزی بیش از ترجمه حرفهای رابسون و ونگال نبود، «آقای خاص» لقب گرفت. بله او به راستی خاص بود، چرا که هیچ انسان متشخصی حاضر نبود حرفها و رفتارهای خارج از حدود انسانی او را انجام دهد و او از این جهت، در تمام تاریخ فوتبال منحصر به فرد بود!

مورینیو پس از اخراج از چلسی، به اینتر رفت. او به خوبی شرایط ایتالیا را بررسی کرده بود و از ضعف میلان و یوونتوس و یکه تازی اینتر (که برای سومین سال پیاپی همراه با مانچینی قهرمان اسکودتو شده بود) اطلاع داشت. بنابراین او به اینتری پیوست که عملا در راه قهرمانی هیچ رقیبی نداشت، درست همان اتفاقی که در زمان پیوستن او به چلسی و افول سایر رقبا مانند منچستر یونایتد افتاده بود (اتفاقی که دو سال بعد تغییر یافت و دست مورینیو را از رسیدن به جامهای پول آورده! کوتاه کرد). البته جز در لیگ قهرمانان، که مورینیو رقیبی چون بارسا را پیش رو داشت، رقیبی که متوقف کردنش از راه فوتبال، اگر از کسی بر می آمد، آن فرد یک مترجم نبود!

هنوز شادی خارج از حدود انسانی او پس از صعود شرم آور ضد فوتبالش با اینتر، در خاطره فوتبالدوستان نقش بسته است. کسی نمی دانست چطور او می توانست در ورزشگاه و در برابر مردمی که او را از هیچ به همه چیز رسانده بودند، اینطور گستاخانه به خوشحالی اهانت بار بپردازد. هیچ تعریفی جز «حس حقارت فرونهفته» نمی توانست خلق و خوی غیر متعارف او را تشریح نماید!

اما چالش حقیقی مورینیو زمانی آغاز شد، که او به راستی باور کرد که قهرمانی های کم ارزشش در لیگ برتر و کالچیو، به جهت توانمندی های فنی او بوده است و کمترین ارتباطی به چاههای نفتی ابراموویچ یا ماجرای کالچوپولی نداشته است. او پا به رئال مادرید گذاشت، تیمی که بار عقده حقارتی چند ساله را در برابر بهترین تیم جهان به دوش می کشید، و راه نجاتش را در پناه آوردن به فردی یافته بود، که با «عقده حقارت» آشنایی دیرینه داشت!

او در سال اول حضورش در لالیگا، یک بازنده حقیقی در مصاف با مردان گواردیولا بود، و تمام هوچیگری ها و بازیهای کثیف روانی او، نتوانستند در زمین فوتبال، راهگشای ضعفهای فنی بزرگ او شوند. گرچه او به خوبی توانست ذهن و روان طرفداران تیم مادریدی را به گونه ای متوجه مسائل خارج از زمین نماید، که کسی از ناتوانیی او در مستطیل سبز چیزی نپرسد!

اما ماجرای حرفهای زشت، فحاشی ها، توهین ها و تهمت های مورینیو، با تحقیر چند باره در برابر انسانی چون گواردیولا، که درون و بیرون زمین، فرسنگ ها از او سر بود، پایان این ماجرا نبود. فدراسیون و کمیته داوران سلطنتی اسپانیا، اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) و حتی سازمان بشر دوستانه ای به نام یونیسف نیز، از گزند لمپنیزم مورینیو در امان نماندند.

شاید اینطور تصور می شد که خوی حیوانی او، در تلاش های بی اثرش در کسب پیروزی های بیرون از زمین مسابقه، کمی رام شده باشد، اما او بار دیگر اثبات کرد که در این زمینه، بی رقیب و بی بدیل، «آقای خاص» است!

شاید کمتر کسی بتواند حدس بزند که در ذهن او چه می گذرد. شاید هیچ کس نداند که او با خود چه فکر می کند، زمانی که دستش را به نشانه بوی بد دنی آلوز و لیونل مسی تکان می دهد. شاید کسی نتواند درک کند که او در ان لحظه ای که آرام آرام حرکت می کند تا پایش را روی شکم فابرگاس - که قربانی خوی وحشی رواج یافته او در تیمش شده است - بگذارد، یا انگشت اشاره اش را در چشم مربی بارسا فرو برد، یا زمانی که با لحنی توهین آمیز، نام او را به غلط و به قصد اهانت در کنفرانس خبری به زبان می آورد، با خودش چه فکر می کند.

و شاید هیچ کس در هیچ زمان دیگری نیز درک نکند، که چطور چنین رفتار بربرانه ای را در قرن بیست و یکم شاهد است، و چطور انسانی با این سطح متنزل از شخصیت فردی و اخلاق اجتماعی، می تواند ویرانگر نسلی از بازی فوتبال باشد، اما سوال اصلی اینجاست: آیا مورینیو نمی داند که چطور طرفداران حقیقی فوتبال، طرفداران اخلاق و اصول انسانی و تمام کسانی که به ارزشهای انسانی باور دارند، از اعماق وجودشان از او بیزارند؟ آیا مورینیو عمق حقارت خود را حتی در نزد بسیاری از هواداران تیمی که هدایت می کند، نمی بیند؟ آیا مورینیو منفور و سخیف بودن را دوست دارد؟

به راستی، آیا مورینیو مجرم است و باید مواخذه شود، و یا بیماری است که باید به او کمک نمود؟!



طبقه بندی: اخبار ،
.: Weblog Themes By Pichak :.


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
.: سایت تخصصی هواداران بارسلونا در ایران :.

كد تقویم

كد عكس تصادفی

1-دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است................ 2-همیشه فکرکن که توی یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی پس مراقب باش به طرف کسی سنگ پرت نکنی چون اول دنیای خودتو می شکنی onLoad and onUnload Example

--
abzarak.com
این صفحه را به اشتراک بگذارید ابزار رایگان وب مسترها, هاست رایگان,یاس گیگ,ابزارهای وب
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک